اهداف خصوصی سازی

اهداف خصوصی سازی

هر یک از کشورها با توجه به ساختار اقتصادی آن ها در پی اهداف متفاوتی از خصوصی سازی    بوده اند که این اهداف با توجه به سیاست ها، برنامه های اقتصادی و راهبردهای کلی هر کشور مشخص می گردد؛ ولذا ابزارهای به کار گرفته شده، جهت خصوصی سازی با توجه به اهداف مشخص می گردد. البته یک سری اهداف عمومی وجود دارد که در برنامه های خصوصی سازی عنوان می گردد که به اختصار در دو گروه به آن ها اشاره می شود:

 

الف) اهداف اولیه خصوصی سازی

  • کاهش حوزه فعالیت مستقیم دولت در اقتصاد؛
  • افزایش ظرفیت کارآفرینی و سطح کارآیی بنگاه های اقتصادی؛
  • توسعه بازارهای سرمایه داخلی و دست یابی به سرمایه، فن آوری و منابع خارجی؛
  • کسب درآمد برای دولت به منظور پوشش دادن هزینه های بودجه ای، رها کردن بودجه از بار مالی شرکت های زیان ده و کاستن از حجم بدهی های داخلی و خارجی بخش دولتی.

ب) اهداف ثانویه خصوصی سازی

  • افزایش مشارکت مردم در امور اقتصادی و تصمیم گیری و توزیع مناسب درآمدها از راه گسترش سهام در بین عموم مردم؛
  • رشد کارآفرینی و خلاقیت برای فراهم نمودن زمینه های ارتقای توان تولیدی اقتصاد کشور؛
  • کاهش هزینه های بودجه ای دولت در رابطه با پرداخت یارانه ها و همچنین کاهش هزینه های سرمایه ای برای واحدهای تحت پوشش؛
  • تخصیص مطلوب تر منابع کشور بر اساس عملکرد بازار؛
  • بهبود شرایط تجاری در اثر توسعه بنگاه های خصوصی و سرانجام ارتقای دانش فنی در سطح ملی؛
  • تأمین منابع سرمایه ای برای اقتصاد و ایجاد تعادل بین پس انداز و سرمایه گذاری.(مهدوی عادلی و رافعی، 1385، صص33-32)

به طور کلی اهداف خصوصی سازی عبارتند از:

1- شتاب بخشیدن به توسعه اقتصادی، 2- بهبود رقابت پذیری، 3- شفاف کردن تجدید ساختاری، 4- توسعه بازار سرمایه، 5- کارآیی عملکرد، 6- تشویق به سرمایه گذاری خارجی و کارآفرینی، 7- افزایش اشتغال، 8- بهبود استانداردهای زندگی، 9- کاهش بودجه دولت و توانایی آن در جهت توسعه

 

سرمایه گذاری در امور زیر بنایی، 10- بهبود بهره وری دستگاه های دولتی، 11- بهبود ارایه خدمات. (عادل آذر و همکاران، 1390، ص 32)

صاحب نظران خصوصی سازی، هر کدام از ابعاد خاصی به تقسیم بندی اهداف خصوصی سازی پرداخته اند. برای نمونه، هنری گیبون اهداف خصوصی سازی را در موارد زیر بیان می دارد:

  • افزایش کارآیی از طریق رقابتی کردن هر چه بیشتر کالاها و خدمات به نفع مصرف کنندگان؛
  • افزایش و گسترش مالکیت در بین جامعه؛
  • دستیابی به بالاترین ارزش در مورد کالا یا خدماتی که دولت آن را می فروشد.

چاک دیویس اهداف خصوصی سازی را این گونه بر می شمارد:

  • کاهش اندازه دولت و کوچکتر شدن بخش عمومی؛
  • ارایه درآمدهای مالی برای بخش دولتی و رها شدن از فشار مالی؛
  • بهبود کارآیی اقتصادی؛
  • ارتقای برابری، عدالت و مساوات؛
  • کاهش نفوذ سازمان های بخش دولتی؛ (رضوی، 1383، صص7-6)

به هر حال در همه کشورهایی که به خصوصی سازی پرداخته اند، هدف اصلی بهبود بخشیدن به اوضاع و شرایط اقتصادی است. در کنار این هدف اصلی اهداف دیگری نیز می تواند وجود داشته باشد که عبارتند از:

  • افزایش بهره وری و تولید ملی؛
  • دستیابی دولت به منابع مالی بخش خصوصی؛
  • تشویق رقابت؛ افزایش رفاه ملی و افزایش کارایی فعالیت های اقتصادی؛
  • صرفه جویی در هزینه های دولت؛
  • ایجاد رونق در بازار سرمایه و گسترش فرهنگ مشارکت در کشور؛

 

  • جلوگیری از انحصارهای آشکار (مثل قند، دخانیات و …) و پنهان (اعطای امتیازات خاص به اشخاص رده بالای مملکتی)؛
  • جمع آوری نقدینگی و ایجاد نظام متعادل توزیع درآمد بین اقشار مختلف مردم.

در این چارچوب فرآیند خصوصی سازی در یک گسترده و چشم انداز وسیع، با مؤلفه هایی چون حذف انحصارات، استقرار مبانی اقتصاد بازار، گسترش بازار سرمایه، مقررات زدایی و واگذاری سهام و دارایی های دولت، یک اقتصاد رقابتی را شکل می دهد که آن اقتصاد نیز به نوبه خود، به تغییر نقش دولت، استفاده بهینه از منابع، افزایش کارآیی و بهره وری، بهبود وضعیت مالی عمومی، ایجاد امکانات مالی جدید برای مصارف اجتماعی و گسترش رفاه عمومی منجر می شود و افق دستیابی به توسعه اقتصادی نیز پدیدار می گردد. (صفارزاده پاریزی، 1382، صص 119-118)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme