تفاوت دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای

تفاوت دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای

آقای گیلبوا[1] اولین کسی است که تفاوت های دو مقوله دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی را به صورت اکادمیک و روشمند مشخص می کند. وی به ابهامات موجود در دیپلماسی رسانه ای و استفاده نادرست از آن توسط سیاستمداران اشاره می کند و معتقد است دیپلماسی رسانه ای در چند مورد با دیپلماسی عمومی تفاوت دارد.

2-6-1 محتوی : مورد اول تفاوت میان دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای در مقوله بافت و متن است. دیپلماسی رسانه ای مشخصا در بستر و شرایط مذاکره وحول محور مذاکره معنی پیدا می کند در حالی که دیپلماسی عمومی در تقابلات ایدیولوژیک و مناقشات نظری ظهور و بروز بیشتری دارد.

2-6-2 دوره زمانی: نقطه افتراقدیگر میان دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی دوره زمانی است. به این معنا که  دیپلماسی عمومی احتیاج به دوره طولانی مدت دارد و امکان بهره برداری کوتاه زمان از آن وجود ندارد در حالی که دیپلماسی رسانه ای ماهیتا احتیاج به زمانی طولانی ندارد و حتی یک مدت چند دقیقه ای برای به کارگیری آن کفایت می کند.

2-6-3 اهداف: از دیگر موارد اختلاف میان دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی، اهداف اند که ظرافت خاصی دارند. اهدافی که در دیپلماسی عمومی دنبال می شونداهدافی بنیادین وعمومی اند و بیشتر شامل مواردی چون ایجاد یک جریان فکری مبتنی برشالوده های نظری یا از بین بردن و تضعیف سازه های فکری می شوند. در این زمینه نیز دیپلماسی رسانه ای با دیپلماسی عمومی اختلاف مبنای دارد زیرا دیپلماسی رسانه ای هدف مشخص و معینی رادر یک بسته بندی محدود دنبال می کند.

2-6-4 روش ها: متدلوژی و روش های به کار گرفته شده در دیپلماسی عمومی از دیگر موارد اختلاف با دیپلماسی رسانه ای است. به عبارت روشن تر در دیپلماسی همومی ایجاد فضای دلخواه از طریق تبلیغات سیاسی انجام می گیرد.در حالی که در دیپلماسی رسانه ای قبل از هر مساله، حل اختلاف و جستجوی مسالمت آمیز راه حل و تلاش برای پرهیز از درگیری، وجهه همت سیاستمداران و دست اندرکاران قرار می گیرد.

2-6-5 ابزارها: در دیپلماسی عمومی هر وسیله ای از جمله تلویزیون، رادیو، سیستم های مخابراتی، فیبرنوری، انتشار کتاب و مجلات، سایت های اینترنتی و اعزام دانشجو و قبول بورس های تحصیلی، اعطای فرصت های مطالعاتی، تبادل تکنسین های فنی، آموزش های کوتاه مدت و دراز مدت همه وهمه در چارچوب دیپلماسی عمومی قابل توجیه و استفاده اند ولی در بحث دیپلماسی رسانه ای صرفا رسانه است که موضوعیت دارد و می تواند به عنوان ابزار رسیدن به هدف مورد استفاده قرر گیرد.

در دیپلماسی عمومی، افکار عمومی، مخاطبِ فعالیت های ما است اما در دیپلماسی رسانه ای منظور، فعالیت های دیپلماتیکی است که فرد رسانه ای انجام می دهد و لزوماً مخاطبین ما افکارعمومی یک جامعه نیستند. به عنوان مثال فیسبوک را دیپلماسی عمومی می دانم چون مخاطب آن افکار عمومی است.[2]

[1]گیلبوا ، ایتان ، ارتباطات جهانی و سیاست خارجی ، ترجمه حسام الدین آشنا ، دانشگاه امام صادق (ع)  1388

[2]فواد ایزدی ،عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران ،مصاحبه با رسانه شفقنا ،تیر 1393،http://media.shafaqna.com

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme