تقسیم بندی انواع فساد

  • تقسیم بندی انواع فساد

طبقه‌بندي‌ها و دسته‌بندي‌هاي گوناگوني از فساد وجود دارد دراين رابطه مي‌توان به فساد سوداگرانه و غاصبانه (كه اولي به توافق دو جانبه بين دهنده و گيرنده مربوط مي‌شود كه هر دو طرف فعالانه و به نفع متقابل آن را دنبال مي‌كنند، در حالي كه دومي نوعي حالت اجبار و اضطرار دارد كه معمولاً براي اجتناب از نوع صدمه‌اي كه ممكن است به دهنده يا نزديكان او وارد آيد صورت مي‌گيرد) و مواردي ديگر که در ادامه مي‌آيد اشاره داشت.

پارتی بازی: فساد آشنا ‌پرورانه كه به نصب غير‌ قابل توجيه دوستان يا خويشاوندان به مناصب دولتي يا نشان دادن رفتار تبعيض‌آميز به آنها اشاره دارد.

فساد خودزا، مستلزم وجود فقط يك شخص است كه چون از نتيجه خط‌مشي مفروض قبلاً آگاه بوده، از آن نفع مي‌برد.

فساد حمايت‌گرايانه، اقدامات انجام شده براي حفاظت يا تقويت فساد موجود را معمولاً از طريق دسيسه‌چيني يا از طريق خشونت، توضيح مي‌دهد.

سوء استفاده مالی: فساد در سطح محلي و ملي، كه اولي مثلا جايگاه فساد گسترده در قراردادهاي مربوط به امور عمومي شهرداري است.

فساد مشخص ونهادي، ‌يعني فساد با هدف افزايش ثروت مشخص و فسادي كه به دنبال منتفع كردن يك نهاد، مثل يك حزب سياسي است.

فساد سنتي و مدرن، مثلا آشناپروري و حامي پروري در مقابل اختلاس پول با وسايل الكترونيكي. (هيود، 1381، ص135 )

در يک تقسيم‌بندي ديگر از فساد که واضحتر بنظر می‌رسد آن را مي‌توان به سه دسته شامل: فساد سياسي، بوروكراتيك و انتخاباتي تقسيم کرد. اولي هنگامي اتفاق مي افتد كه سياستمداران و تصميم گيران سياسي كه براي تنظيم، ايجاد و اجراي قوانين از طريق مردم مكلف هستند، خودشان فاسدند. دومي يعني فساد بوروكراتيك که در تقسيمات و ادارات دولتي يا در اجراي سياست‌ها رخ مي دهد و فسادي است كه شهروندان روزانه در اماكني مانند بيمارستان‌ها، مدارس، ادارات دولتي، صدور پروانه، پليس، دفاتر مالياتي و غيره مي‌بينند يا انجام مي‌دهند و سومي، فساد انتخاباتي؛ شامل خريد راي با پول، قول دادن منصب يا مساعدت‌هاي خاص، اجبار، ارعاب و مخدوش كردن آزادي انتخابات است.

علاوه بر تقسيم‌بندي هاي متنوعي كه در بالا اشاره شد يك تقسيم‌بندي ديگر فساد را به فساد تصادفي و نظام‌‌مند تقسيم نموده است.

دو مولف به نام هاي مورنو اكامپو و هربرت ورلين به تازگي و به طور جداگانه تمايز مفيدي را ميان فساد تصادفي و فساد نظام مند قائل شده اند. فساد اتفاقي مثل انجام خطا در بازي فوتبال است كه داور با زدن يك ضربه مستقيم آن را جريمه مي‌كند. اما فساد نظام‌مند مثل تشويق خشونت در بازي فوتبال است، به طوري كه بازي تغيير ماهيت داده و به ضد‌بازي بدل شود. از ديدگاه اين دومولف اين شكل دوم فساد است كه توسعه برخي از كشورها را تهديد مي‌كند. مورنو اكامپو فساد نظام مند را فساد حاد مي‌نامد و هربرت ورلين آن را رذالتي اجتماعي همپاي اعتياد به الكل مي‌خواند.(ربيعي،1383،ص31)

از رويکردحقوقي، مي‌توان فساد را به چند دسته شامل:

1- اقتصادي؛ اعمال و رفتاري غير قانوني كه باعث تكاثر ثروت و شكاف عميق طبقاتي در جامعه مي‏گردد و اختلال در نظم اقتصادي را در پي‌دارد.

2- فساد اداري؛ که شامل كم‌كاري، كاغذ‌بازي، اهمال، ديوانسالاري، سوء استفاده از قدرت و ارتشاء و اختلاس.

3- فساد فرهنگي؛ که عبارت از هر فعل يا ترك فعل كه باعث مخدوش كردن يا ايراد صدمه به باورها و ارزشها و اعتقادات جامعه گردد (محمد‌نبي،1380،ص23) تقسيم كرد.

در يك تقسيم بندي كلي و جامع فساد را مي‏توان به سه دسته اصلي؛ فساد سياسي، اداري و اقتصادي تقسيم بندي كرد، که در ادامه تعريفي کوتاه از هر يک ارائه خواهيم داد.

در یک تقسیم بندی دیگر فساد به انواع مختلف دسته بندی شده است.

1- فساد سياسي

ارائه تعريف تعميم‏پذير و غير‌متناقض از فساد سياسي ممكن نيست، هرگونه تعريفي از فساد سياسي مفهومي از سياست، غير‌آلوده به فساد را مفروض مي‏گيرد. مفهوم فساد سياسي با توجه به ماهيت بستر سياسي مورد بحث متفاوت است. البته اين به معناي نسبيت‌گرائي قياس‏ناپذير نيست كه نتوان بين دو نظام سياسي به داوري مقايسه‏اي دست زد. بلكه حكايت از آن دارد كه فساد سياسي در يك جامعه سياسي دمكراتيك ممكن است (يا حتي بايد) از منشأ خود در جامعه‏اي غير دمكراتيك متفاوت باشد، در تعريف كاملاً ساده فساد سياسي عبارت است از سوء استفاده از قدرت دولتي واگذار شده، به وسيله رهبران سياسي براي كسب منافع خصوصي و شخصي با هدف افزايش قدرت و ثروت.(هيود،1381،ص24)

در تعريفي ديگر از فساد سياسي[1] آمده، انحراف و يِا تخطي از نرمها، هنجارهاي رسمي و مدون، اصول اساسي اخلاقي و مقررات دولتي مي‌باشد (اندوینگ[2]، 2000، ص 11).

2 – فساد اقتصادی :

فساد اقتصادی عبارت است از کلیه رفتار ها و سوء رفتارهایی که موجب اختلال در نظم اقتصادی یا عملکرد بهینه مراکز اقتصادی در مقیاس های مختلف، از واحدهای کوچک گرفته تا اخلال در اقتصاد کشور می گردد(متحدیان،1390،ص 31).

3 فساد اداری‌:                      

فساد اداری عبارت است از استفاده غیر قانونی از اختیارات اداری- دولتی برای نفع شخصی. در این تعریف، بطور ضمنی فرض شده است که مجموعه ای از قوانین و ضوابط مدرن اداری وجود دارد که چارچوب فعالیت های اداری را تعیین می کند، آنگاه هر گونه رفتار اداری که مغایر با این قوانین و انگیزه ارتکاب آن، انتفاع شخصی باشد، فساد اداری تلقی می شود(متحدیان،1390، ص 33).

4 فساد کلان و فساد خرد :

فساد روسای دولت، وزیران و کارمندان عالی رتبه را فساد کلان و فساد کارمندان جزء را فساد خرد می گویند(متحدیان،1390،ص33 ).

5 فساد سازمان یافته و فساد فردی :

فساد سازمان یافته، هنگامی است که وجه( رشوه) مورد نیاز و دریافت کننده آن به خوبی شناخته شده است و پرداخت و وجه تضمین می کند که سفارش خواسته شده، اجرا شود. در نظام اداری با فساد سازمان یافته، سرمایه گذاران می دانند به چه کسانی رشوه دهند و چه چیزی در قبال رشوه دهنده و چه چیزی در قبال رشوه به دست می آورند و اطمینان دارند که مجوزهای لازم را برای بنگاههای خود می گیرند.

در فساد فردی، سرمایه گذاران باید به چندین مقام رسمی رشوه بدهند و ضمانتی هم نیست که با تقاضای رشوه بیشتری روبرو نشوند و مجوزها مورد نیاز نیز تهیه شود(متحدیان،1390،ص34).

6 فساد سامانه ای :

یعنی فساد فراگیر، سازمان یافته و گسترده در کلیه سطوح مختلف دولت که ماموران دولتی و سیاستمدران هر دو به نحوی یکسان و تقریباً تمام دستگاههای دولت در آن مشارکت دارند.فساد سامانه ای، اساساً پدیده ای سیاسی است، یعنی کسانی که در مواضع قدرت قرار دارند از دولت برای انتقال منافع و عواید نامشروع به خود وابستگان طرفدارشان استفاده می کنند(متحدیان،1390،ص34).

 

7 فساد قاعده مند و فساد غالب:

درجه شیوع در میان جوامع مختلف، تفاوت زیادی با هم دارد که از کم تا بسیار رایج یا قاعده مند فرق می کند.اگر فساد کم باشد به آسانی قابل کشف، مجازات و نابودی است.اما هرگاه فساد به شکلی قاعده مند درآید، احتمال کشف و مجازات کاهش می یابد و انگیزه های فساد افزایش می یابد. فسادی  که سراسر دستگاههای دولتی را در بر می گیرد، به فساد غالب معروف است(متحدیان،1390، ص5).

8 فساد ساخت و پاختی:

موارد بسیاری وجوود دارد که در آنها فساد به نفع مامور و ارباب رجوع می باشد. بنابراین هیچ کدام، نه رشوه دهنده و نه رشوه گیرنده، انگیزه و اشتیاقی برای گزارش و اعتراض ندارند، زیرا هر دو طرف سود می برند.چنین پدیده ای را فساد دزدانه می نامند(متحدیان،1390، ص35).

9 فساد مالی:

طبقه بندی فساد مالی از حیث درآمدی  و هزینه های آن، به چهار دسته تقسیم  می شود که عبارتند از؛ فساد مالی هزینه کاه، فساد مالی هزینه افزا، فساد مالی درآمد زا و فساد مالی درآمد کاه(متحدیان،1390، ص36).

 

 

 

 

[1]Political Corruption

[2] Andvig

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme