مهارت برقراری روابط بین فردی موثر

مهارت برقراری روابط بین فردی موثر

بشر موجودی اجتماعی است. یکی از رسالت های مهم انسان در جهان، ایجاد، گسترش، تداوم بخشیدن و عمق بخشیدن به روابط بین فردی است. هیچ یک از توانمندی های بالقوه ی انسان رشد نمی کند مگر در بستر روابط بین فردی. هیچ انسانی از بدو تولد و بدون آموختن نمی تواند روابط بین فردی موثر برقرار کند؛ بلکه باید آن را بیاموزد. این آموختن مادام العمر است و تا زمانی که انسان زنده است ادامه دارد. تداوم حیات و اجتماع بشری منوط به افزایش کیفیت روابط بین فردی است.

تعریف روابط بین فردی

مهارت های روابط بین فردی به ما کمک می کند تا در تعامل با مردم رابطه ی مثبتی داشته باشیم. این مهارت ها می تواند به معنای توانایی ایجاد و حفظ روابط دوستانه با دیگران – که به نوبه ی خود می تواند در سلامتی روانی و اجتماعی ما نقش مهمی را بازی کند -، همچنین حفظ روابط خوب با اعضای خانواده که از منابع مهم حمایت اجتماعی هستند و نیز می تواند به معنی توانایی پایان دادن صحیح یک رابطه باشد (سازمان بهداشت جهانی، 1385). در این زمینه می توان حفظ روابط مطلوب صمیمانه و همراه با پذیرش مسئولیت با همسر و اعضای خانواده و دوستان را نقطه ی آغاز کسب این مهارت تلقی کرد. زیرا خانواده تکیه گاه و حامی انسان در همه ی موقعیت هاست (فرهنگی، 1378).

چهار حوزه ی مهارتی برقراری روابط بین فردی موثر 

برای برقراری روابط بین فردی موثر چهار حوزه ی مهارتی را باید فرا گرفت. این چهار عامل عبارتند از:

  1. اعتماد کردن به یکدیگر

اولین حوزه ی مهارتی، اعتماد متقابل بین طرفین است. اما جهت برقراری اعتماد در روابط بین فردی مولفه های زیر قابل توجه است:

  • خودگشایی[1]: تلاشی است که فرد انجام می دهد تا به دیگران بگوید که او چه کسی است. خودگشایی به دیگران در زمینه ی عقاید، نگرش ها، ارزش ها یا پیشینه ی فردی اطلاعاتی می دهد و چون به دیگران اطمینان می دهد که در احساسات یا ترس ها و تردید ها تنها نیستند، موجب کاهش اضطراب می شود (میلر و همکاران، 1385).
  • یقین حاصل کردن از اینکه رفتار فرد در مقابل فرد دیگر همواره یکنواهت و ثابت است.
  • نسبت به فرد مقابل متعهدانه رفتار کردن
  • نشان دادن گرمی و پذیرش نسبت به فرد دیگر
  • اجتناب از برخورد قضاوتی نسبت به فرد مقابل (فتحی، 1385).
  1. برقراری ارتباط روشن و عاری از ابهام

توانایی برقراری ارتباط روشن و عاری از ابهام هنگامی که رساندن پیام مطرح است، ضرورت بیشتری می یابد. یک نکته که باید در روابط بین فردی به آن توجه کرد، نوع استفاده از ضمایر در جمله بندی پیام است. وقتی فردی با جملاتی صحبت می کند که با « تو» شروع می شود، فرد مقابل را در شرایطی قرار می دهد که احساس کند باید از خود دفاع کند. اما وقتی جملات فرد با «من» شروع می شود، وی از احساسات و افکار خودش صحبت می کند و فرد مقابل ضرورتی برای دفاع از خود احساس نمی کند (رابینز، 2006؛ نقل از البرز، 1386).

  1. پذیرش و حمایت یکدیگر

بسیاری از تعارض ها و اختلاف های جوامع بشری از آن جا نشات می گیرد که افراد متفاوت دیدگاه های متفاوتی نسبت به یک موضوع دارند و جالب اینجاست که معمولاً در هر اختلافی هر یک از طرفین فکر می کنند که دیدگاه آنان درست است و حق با آن هاست. فرد باید یاد بگیرد که اختلاف نظر کاملاً طبیعی است و این مهارت را کسب کند که دیدگاه خود را تنها دیدگاه، یا بهترین دیدگاه نداند و توانایی دیدن این موضوع را از زاویه ی دید دیگران نیز داشته باشند (میلر و واکمن، 1385).

  1. حل تعارض ها و مشکلات موجود در روابط بین فردی، به شیوه ای سازنده

راهبرد های حل اختلاف در کودکی آموخته می شوند و بسیاری مواقع هنگامی که اختلافی پیش می آید، بطور خودکار به کار می افتند و در واقع گاهی انسان ها اطلاع چندانی در مورد راهبردهای حل اختلاف خود ندارند (فتحی، 1385). وقتی اختلافی پیش می آید، افراد دو موضوع و مساله اصلی را مد نظر قرار می دهند:

  1. رسیدن به اهداف شخصی
  2. حفظ ارتباط خوب با سایر افراد (سازمان بهداشت جهانی، 1385).

اینکه « اهداف[2] » و « روابط انسانی[3] »، هریک تا چه اندازه برای فرد اهمیت دارند، منجر به پنج سبک حل اختلاف می گردد (گراند[4]، 2003؛ نقل از البرز، 1386):

سبک کناره گیرانه[5]: در این سبک افراد هم از اهداف شخصی و هم از روابط خویش با دیگران می گذرند. از موضوعاتی که می توانند اختلاف برانگیز باشند و از افرادی که با آن ها اختلاف دارند پرهیز می کنند. به نظر آن ها سعی در حل اختلافات بین فردی کاری بیهوده است و دور شدن از اختلافات و تعارضات بین فردی آسان تر از روبرو شدن با این اختلافات است.

سبک زورگویانه[6]: اینگونه از افراد سعی می کنند که عقیده و نظر خود را در مورد شیوه ی حل اختلاف به فرد مقابل تحمیل کنند. اهداف این گونه افراد اهمیت خاصی دارد و رابط بین فردی برای آن ها بی اهمیت است. در پی آن هستند که به هر قیمتی شده به اهدافشان برسند و به نیازهای انسان های دیگر فکر نمی کنند. برایشان مهم نیست که دیگران آن ها را می پذیرند یا خیر. بر این باورند که در حل اختلاف یک طرف می بازد و طرف دیگر می برد؛ پس مهم اینست که خودشان برنده باشند. برنده شدن به آن ها حس غرور و پیروزی و باختن حس ضعف و بی کفایتی می دهد. سعی دارند، با اعمال قدرت، زورگویی و فشار بر دیگران غلبه کنند.

سبک توأم با نرمش: اینگونه افراد به روابط با دیگران اهمیت زیادی می دهند؛ درحالی که رسیدن به هدف را در درجه ی دوم اهمیت قرار می دهند. می خواهند که دوست داشتنی و محبوب باشند. باید از تعارض پرهیز کرد تا به این ترتیب هماهنگی و تعادل حفظ شود. به نظر آنان نمی توان در مورد اختلافات صحبت کرد، مگر اینکه به روابط بین فردی آسیب وارد شود. می ترسند که اگر تعارض ادامه یابد بالاخره یک نفر آسیب می بیند و رابطه خراب می شود. این افراد می گویند که من از خواسته و اهدافم می گذرم تا تو به خواسته ها و اهداف خود برسی و به این ترتیب تو مرا دوست خواهی داشت.

سبک مذاکره کننده[7]: افرادی که در حل تعارضات از این سبک استفاده می کنند، از یک سو نگران اهداف خود و از سوی دیگر نگران حفظ روابط بین فردی خود هستند. به همین دلیل به دنبال نوعی رضایت و توافق دوجانبه می گردند. آن ها از بخشی از اهداف خود می گذرند و دیگران را نیز وادار می کنند تا از بخشی از اهداف خود صرف نظر کنند. به دنبال راه حلی می گردند که هر دو طرف در آن سودی ببرند و حد میانه را می گیرند. آن ها از بخشی از اهداف و روابط خود می گذرند تا هردو طرف در این رابطه سودی ببرند.

سبک مقابله کننده[8]: اینگونه افراد هم برای اهداف و هم برای روابط بین فردی ارزش زیادی قائل هستند. اختلاف نظر یا تعارض، یک مساله یا مشکل است که باید حل شود و به دنبال راه حلی می گردند که هم خودشان و هم فرد مقابل به اهدافشان برسند. حل اختلاف روشی برای بهبود روابط و کاهش تنش بین فردی است. این افراد راضی نمی شوند مگر اینکه هم تنش و هم احساسات منفی هر دو طرف کاملاً حل و فصل شود (گراند، 2003؛ نقل از البرز، 1386).

[1] . Self-disclosure

[2] . Goals

[3] . Human relationship

[4] . Grand

[5] . Avoidance

[6] . Unreasonable

[7] . Negotiant

[8] . Confront

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme